خرید بک لینک
دلم میخواهَد تلفن خانه زَنگـ بخورَد یکی جیغ بکشَد و بعد با صدای بلند بگوید یکــ خَبـر خوب ....

برچسب: خبر خوب,خبر خوب امروز,خبر خوبان,خبر خوب جدید,خبر خوب پدیده,خبر خوب روز,خبر خوب علمی,خبر خوش برای سربازان,خبر خوب اقتصادی, نویسنده: حسین حسینیان تاريخ: دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت: 8:23

یجایی اون دور دست ها یکی زندگی میکنه یکی وجود داره هر چند دور ولی وجودش و مهربونیش رو میشه حس کرد یکی که یاد گرفته بخنده و ببخشه و حرف های خوب خوب بزنه یکی هست همیشه چاییش حاظره از اونایی که عطرش کل محله رو بر میداره از اون ادمایی هایی هست که همیشه ابنات تو جیـبشونه ... توپ های بچه ها رو پاره نمیکنه کامواهای خوشگل داره و کلی عروسک های خوشگل خوشگل بافته و گذاشته کنار اتاق تا ببره و به دختر کوچولو ها هدیه کنه ... +از اونا اگه هَستـ برای ما هَم باشَد ...بر اساس پستـ قبل همیشه نباید از دیگران خوب بودن رو توقع کنیم خودمونم یکم خوب باشیم ...

برچسب: یکی هست مرتضی پاشایی,یکی هست تو قلبم,يكي هست تو قلبم,یکی هست مرتضی پاشایی متن,يكي هست,یکی هست که دیگه نیست,یکی هست مرتضی پاشایی دانلود,یکی هست دیگه نیست,یکی هست که عاشق منه,یکی هست از پاشایی, نویسنده: حسین حسینیان تاريخ: دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت: 8:22

باید خودم را پیدا کنم فکر کنم دوباره رفته برای خودش دور دنیا را بچرخد و من را تنها گذاشته استـ اصلا چرا خودَم کنار خودم نیستـ ؟ چرا خودم همیشه بازیگوش بوده ولی من نه !؟ چرا همیشه میخواهد با قدرتش مرا هم به دنیای خودش ببرد ولی من قدرتـ رفتن را ندارم ؟ نمیدانم کجاستـ اگر پیدایش کردید به او بگویید مگر قرار نشد هم دیگر را دوستـ داشته باشیم باز هم تنها تنها ؟ ای نامَرد ....

+ گُمَت کرده ام جانم! تو مرا پیدا کن...

برچسب: نویسنده: حسین حسینیان تاريخ: يکشنبه 2 آبان 1395 ساعت: 18:31

همه چیز مرتبه پرده ها هم برای این دلم نگیره روشن کردم کتابا مرتب چیده شده ... من از این همه مرتبـ بودن بدم میاد ...

برچسب: نویسنده: حسین حسینیان تاريخ: يکشنبه 2 آبان 1395 ساعت: 18:31

چه قدر پاییز امسال بی ذوق استـ! فقط سردی هر لحظه اش را حس میکنم بوی زمستان می دهَد کلامش نامهربانی اش ... شاید هم قصد دارد غافل گیرمان کند ....

+کاش یهویی بارون میومَد ...

برچسب: بی ذوق بودن, نویسنده: حسین حسینیان تاريخ: يکشنبه 2 آبان 1395 ساعت: 18:31

مامان کل خونه را پر از گلدون کرده باغچه کوچیک حَیاطمون الان لبریزه از چیزایی که من فقط بادمجونو میشناسَم :|تابستون هَر روز میرفتم حیاط با گُل و گیاها و باغچه دردل میکردم الان سرده ... سرما خوردَم و نمیشه رفتـ کاکتوس میزارم جلو خودم فقط بهش نگاه میکنم همش احساس میکنم ناراحته!!خیلی مظلومه !!

برچسب: نویسنده: حسین حسینیان تاريخ: يکشنبه 2 آبان 1395 ساعت: 18:31

صفحه بندی